اگر دادگاه بدوی دعوای اعسار از پرداخت محکومبه را رد کند، یا در شرایطی که امکان تجدیدنظرخواهی وجود دارد، رأیی صادر شود که با وضعیت مالی واقعی محکومعلیه مطابقت نداشته باشد، شخص میتواند در مهلت قانونی نسبت به رأی صادرشده تجدیدنظرخواهی کند.
در چنین شرایطی، لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار باید فقط تکرار ادعای ناتوانی مالی نباشد؛ بلکه باید مشخص کند دادگاه بدوی در ارزیابی وضعیت مالی، ادله، شهادت شهود یا مدارک ارائهشده چه ایرادی داشته است و چرا رأی صادرشده باید نقض یا اصلاح شود.
در ادامه، ابتدا یک نمونه لایحه قابل ویرایش ارائه میکنیم و سپس مهمترین نکاتی را که هنگام تنظیم آن باید در نظر بگیرید توضیح میدهیم.
نمونه لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار از پرداخت محکومبه
ریاست محترم دادگاه تجدیدنظر استان [نام استان]
با سلام و احترام
اینجانب [نام و نام خانوادگی]، به عنوان تجدیدنظرخواه، نسبت به دادنامه شماره [شماره دادنامه] مورخ [تاریخ] صادرشده از شعبه [شماره شعبه] دادگاه عمومی حقوقی [نام حوزه قضایی]، که به موجب آن دعوای اعسار اینجانب از پرداخت [تمام/بخشی از] محکومبه رد شده است، در مهلت قانونی تجدیدنظرخواهی مینمایم.
با توجه به محتویات پرونده و دلایل و مستندات ارائهشده، رأی صادرشده با وضعیت مالی واقعی اینجانب و مدارک موجود در پرونده مطابقت ندارد. جهات اعتراض به شرح زیر است:
۱. عدم توانایی مالی برای پرداخت یکجای محکومبه
اینجانب با توجه به میزان درآمد، هزینههای ضروری زندگی، وضعیت اشتغال و سایر تعهدات مالی، توانایی پرداخت یکجای محکومبه به مبلغ [مبلغ محکومبه] را ندارم.
منبع درآمد فعلی اینجانب [توضیح شغل و میزان تقریبی درآمد] است و درآمد مذکور صرف هزینههای ضروری زندگی از جمله [هزینههای ضروری] میشود.
بنابراین، پرداخت یکجای محکومبه خارج از توان مالی فعلی اینجانب است.
۲. توجه به صورت اموال و مدارک مالی ارائهشده
صورت اموال و داراییهای اینجانب مطابق مقررات مربوط به دعوای اعسار ارائه شده و وضعیت حسابهای بانکی، اموال و سایر داراییهای قابل دسترس در آن اعلام شده است.
همچنین مدارکی از جمله [فیش حقوقی/گواهی اشتغال/اسناد مالی/مدارک مربوط به هزینههای ضروری/سایر مستندات] برای روشنشدن وضعیت مالی اینجانب ارائه شده است.
تقاضا دارم دادگاه محترم تجدیدنظر مجموع این مدارک را در ارزیابی وضعیت مالی اینجانب مورد توجه قرار دهد.
۳. استشهادیه و شهادت شهود
برای اثبات وضعیت مالی، شهادت شهود نیز ارائه شده است. شهود معرفیشده از وضعیت معیشتی و مالی اینجانب اطلاع کافی داشته و آمادگی حضور در دادگاه و ادای شهادت را دارند.
با توجه به اهمیت شرایط قانونی شهادتنامه در دعوای اعسار، تقاضا دارم در صورت وجود هرگونه ابهام درباره مندرجات شهادتنامه یا وضعیت شهود، امکان استماع اظهارات آنان و بررسی موضوع مطابق مقررات فراهم شود.
۴. پاسخ به ادعای وجود اموال یا تمکن مالی
چنانچه تجدیدنظرخوانده مدعی وجود مال یا دارایی برای اینجانب شده است، لازم است ادعای مذکور با توجه به اسناد و وضعیت واقعی اموال بررسی شود.
وجود نام شخص در یک شرکت، داشتن سهمالشرکه یا وجود سابقه مالی، بهتنهایی نمیتواند بدون بررسی وضعیت واقعی و ارزش قابل دسترس آن مال، مبنای نتیجهگیری درباره توانایی پرداخت یکجای محکومبه قرار گیرد.
در این خصوص، اسناد و مدارک مربوط به [شرکت/سهمالشرکه/ملک/حساب بانکی/مال مورد ادعا] جهت بررسی تقدیم میشود.
۵. در خصوص ادعای تاجر بودن
در صورتی که یکی از دلایل رد اعسار، تاجر بودن اینجانب اعلام شده باشد، با توجه به اهمیت این موضوع، تقاضا دارم وضعیت قانونی و واقعی فعالیتهای تجاری اینجانب و همچنین آرای قطعی صادرشده در این خصوص مورد بررسی قرار گیرد.
مطابق ماده ۱۵ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی، وضعیت اشخاصی که تاجر بودن آنها نزد دادگاه مسلم است با مدعیان اعسار عادی متفاوت است؛ بنابراین، صرف وجود یک فعالیت یا رابطه مالی نباید بدون بررسی شرایط قانونی، معادل احراز وصف تاجر بودن تلقی شود.
۶. نتیجه و خواسته
با توجه به مراتب فوق و با عنایت به مدارک موجود در پرونده، وضعیت واقعی درآمد و دارایی اینجانب و دلایل ارائهشده برای اثبات عدم توانایی پرداخت یکجای محکومبه، از آن مقام محترم تقاضا دارم ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی، دادنامه مورد اعتراض را حسب مورد نقض یا اصلاح نموده و نسبت به دعوای اعسار و تقسیط محکومبه مطابق مقررات قانونی اتخاذ تصمیم فرمایید.
بدیهی است میزان هرگونه پیشقسط و اقساط باید با توجه به درآمد واقعی، هزینههای ضروری زندگی و توان پرداخت اینجانب تعیین شود.
با احترام
نام و نام خانوادگی
امضا
تاریخ
لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار چیست؟
لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار، نوشتهای است که در آن تجدیدنظرخواه دلایل اعتراض خود به رأی صادرشده در دعوای اعسار را برای مرجع تجدیدنظر توضیح میدهد.
این لایحه میتواند برای توضیح دقیقتر دلایل اعتراض و مدارک پرونده مفید باشد، اما جایگزین دادخواست تجدیدنظرخواهی نیست. رعایت مهلت و تشریفات قانونی تجدیدنظرخواهی اهمیت جداگانهای دارد.
در پروندههای اعسار از محکومبه، ماده ۱۴ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی، دعوای اعسار را غیرمالی دانسته و رسیدگی به آن را در مرحله بدوی و تجدیدنظر خارج از نوبت مقرر کرده است.
در لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار چه مواردی را بنویسیم؟
یک لایحه مؤثر باید به جای تکرار کلی جمله «توانایی پرداخت ندارم»، دقیقاً توضیح دهد که چرا رأی دادگاه بدوی با وضعیت پرونده مطابقت ندارد.
مهمترین موارد عبارتاند از:
- میزان و نوع محکومبه
- درآمد فعلی
- هزینههای ضروری زندگی
- وضعیت اشتغال
- اموال و داراییهای قابل دسترس
- وضعیت حسابهای بانکی
- مدارک مالی ارائهشده
- استشهادیه و شهود
- پاسخ به ادعای وجود اموال
- پاسخ به ادعای ملائت سابق یا فعلی
- پاسخ به ادعای تاجر بودن، در صورت طرح چنین موضوعی
- ایرادات مشخص وارد بر استدلال دادگاه بدوی
صورت اموال در دعوای اعسار چه اهمیتی دارد؟
یکی از بخشهای مهم دعوای اعسار، اعلام وضعیت مالی مدعی اعسار است.
طبق ماده ۸ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی، مدعی اعسار باید صورت کلیه اموال خود، میزان وجوه موجود در حسابهای بانکی، اموالی که نزد اشخاص ثالث دارد، مطالبات خود از اشخاص ثالث و فهرست نقلوانتقالات و تغییرات اموال از یک سال پیش از طرح دعوای اعسار را مطابق شرایط مقرر در قانون ارائه کند.
به همین دلیل، در تنظیم لایحه تجدیدنظرخواهی نباید صرفاً به این جمله اکتفا کرد که «صورت اموال ارائه شده است». بهتر است توضیح داده شود که صورت اموال چگونه وضعیت مالی واقعی شخص را نشان میدهد و اگر ایرادی از سوی طرف مقابل مطرح شده، پاسخ آن بهصورت مستند ارائه شود.
استشهادیه اعسار چه شرایطی دارد؟
در مواردی که اثبات اعسار از طریق شهادت شهود مطرح است، شرایط شهادتنامه اهمیت زیادی دارد.
مطابق ماده ۸، در موارد مقرر قانونی، شهادتنامه کتبی حداقل دو شاهد باید به دادخواست اعسار ضمیمه شود و شهادتنامه باید علاوه بر هویت و اقامتگاه شاهد، متضمن منشأ اطلاعات و موارد مربوط به ماده ۹ باشد.
ماده ۹ نیز مقرر کرده است شاهد درباره هویت، شغل، میزان درآمد و نحوه قانونی امرار معاش مدعی اعسار و همچنین میزان اطلاع خود از وضعیت معیشتی وی مطالب مشخصی را بیان کند.
بنابراین، اگر ایراد طرف مقابل به استشهادیه مطرح شده است، در لایحه تجدیدنظر باید دقیقاً مشخص شود ایراد ادعایی چیست و آیا مندرجات شهادتنامه با الزامات قانونی مطابقت دارد یا خیر.
آیا تاجر میتواند دادخواست اعسار بدهد؟
این موضوع از نکات حساس دعوای اعسار است.
ماده ۱۵ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مقرر کرده است که دادخواست اعسار از تجار و اشخاص حقوقی پذیرفته نمیشود و این اشخاص در صورت ادعای ناتوانی مالی باید موضوع ورشکستگی را مطابق مقررات پیگیری کنند. همچنین تبصره همین ماده درباره اشخاصی که تاجر بودن آنها نزد دادگاه مسلم است، حکم خاصی دارد.
بنابراین، اگر در پرونده ادعا شده که شخص تاجر است، موضوع باید بهصورت دقیق بررسی شود و نمیتوان صرف داشتن یک شرکت، یک معامله یا یک فعالیت اقتصادی را بدون بررسی شرایط قانونی، بهطور خودکار معادل تاجر بودن دانست.
برای نمونه، ماده ۱ قانون تجارت تاجر را شخصی میداند که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار دهد و ماده ۲ نیز معاملات تجارتی را احصا کرده است.
آیا شریک شرکت با مسئولیت محدود الزاماً تاجر است؟
صرف شریک بودن در شرکت با مسئولیت محدود را نباید بدون بررسی سایر شرایط، مساوی با تاجر بودن شخص دانست.
شرکت با مسئولیت محدود خود یکی از شرکتهای تجاری است و ماده ۹۴ قانون تجارت آن را تعریف کرده است؛ اما شخصیت شرکت از شخصیت شرکا جداست.
بنابراین، اگر دادگاه یا طرف مقابل از وجود شرکت به عنوان دلیلی برای تاجر بودن شخص استفاده کرده باشد، باید شرایط واقعی فعالیت شخص و مبنای حقوقی این ادعا بررسی شود.
اگر اعسار رد شود، در تجدیدنظر چه نکاتی مهم است؟
مهمترین نکته این است که لایحه تجدیدنظر نباید صرفاً تکرار متن دادخواست قبلی باشد.
بهتر است مشخص کنید:
- دادگاه بدوی دقیقاً چه دلیلی برای رد اعسار مطرح کرده است؟
- این استدلال از نظر شما چه ایرادی دارد؟
- کدام مدرک پرونده این ادعا را رد میکند؟
- وضعیت مالی فعلی شما چگونه است؟
- آیا طرف مقابل ادعای وجود مال یا تمکن مالی کرده است؟
- آیا ادعای تاجر بودن مطرح شده است؟
- آیا استشهادیه یا صورت اموال محل ایراد قرار گرفته است؟
- خواسته دقیق شما از دادگاه تجدیدنظر چیست؟
هرچه لایحه دقیقتر به استدلالهای رأی بدوی پاسخ دهد، از نظر محتوایی ارزش بیشتری دارد.
تفاوت اعسار از محکومبه و اعسار از هزینه دادرسی
این دو عنوان را نباید با یکدیگر یکی دانست.
اعسار از محکومبه زمانی مطرح میشود که شخص به پرداخت مالی محکوم شده اما مدعی است توانایی پرداخت آن را ندارد.
در مقابل، اعسار از هزینه دادرسی مربوط به ناتوانی شخص از پرداخت هزینههای دادرسی است و مقررات خاص خود را دارد.
بنابراین اگر کاربر به دنبال نمونه لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار از محکومبه است، نباید نمونه مربوط به اعسار از هزینه دادرسی را بدون توضیح به جای آن ارائه کرد.
اشتباهات رایج در تنظیم لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار
۱. تکرار صرف جمله «من معسر هستم»
این جمله بدون توضیح وضعیت درآمد، هزینهها و داراییها ارزش استدلالی محدودی دارد.
۲. نادیده گرفتن دلیل رأی بدوی
اول باید مشخص شود دادگاه چرا اعسار را نپذیرفته است.
۳. ارائه نکردن پاسخ به ادعای وجود اموال
اگر طرف مقابل مال مشخصی را به شما منتسب کرده، بهتر است پاسخ مستند ارائه شود.
۴. بیتوجهی به صورت اموال
صورت اموال در دعوای اعسار اهمیت قانونی دارد و نباید آن را موضوعی فرعی تصور کرد.
۵. استفاده از یک نمونه لایحه برای همه پروندهها
نمونه لایحه فقط یک الگوست. نوع محکومبه، درآمد، داراییها، سابقه مالی، دلایل رد اعسار و ادعاهای طرف مقابل میتواند نتیجه را تغییر دهد.
۶. استفاده از ادبیات احساسی علیه طرف مقابل
عبارتهایی مانند «وکیل طرف مقابل قصد اذیت دارد» یا «ادعاهای وی کاملاً واهی است» بدون استدلال و مستند، جایگزین دفاع حقوقی نمیشود.
بهتر است به جای حمله به شخص، به ادعا و دلیل ارائهشده پاسخ دهید.
آیا میتوان متن نمونه را عیناً کپی کرد؟
بهتر است این کار را نکنید.
نمونه بالا صرفاً یک الگوی عمومی است و باید بر اساس دادنامه، وضعیت مالی، مدارک، ادعاهای طرف مقابل و دلایل رد اعسار تنظیم شود.
بهخصوص در پروندههایی که موضوع تاجر بودن، سابقه ملائت، وجود مال، نقلوانتقال اموال یا ایراد به استشهادیه مطرح است، یک تغییر کوچک در وضعیت پرونده میتواند استدلال مناسب را تغییر دهد.
سوالات متداول
آیا برای تجدیدنظرخواهی از رد اعسار، لایحه کافی است؟
خیر. لایحه دفاعی با اقدام قانونی برای ثبت تجدیدنظرخواهی یکی نیست. مهلت و تشریفات تجدیدنظرخواهی باید جداگانه رعایت شود.
اگر دادگاه اعسار را رد کند، میتوان اعتراض کرد؟
در صورت قابل تجدیدنظر بودن رأی و رعایت شرایط و مهلت قانونی، امکان تجدیدنظرخواهی وجود دارد. بهتر است متن رأی و نحوه صدور آن بررسی شود.
آیا استشهادیه در دعوای اعسار اهمیت دارد؟
بله، در مواردی که اثبات اعسار از طریق شهادت شهود مطرح است، شرایط قانونی شهادتنامه اهمیت دارد و قانون در مواد ۸ و ۹ الزامات مشخصی برای آن مقرر کرده است.
آیا داشتن شرکت به معنای تاجر بودن شخص است؟
صرف این موضوع را نمیتوان بدون بررسی شرایط قانونی، دلیل قطعی تاجر بودن شخص دانست. وضعیت شخص باید با توجه به مقررات مربوط به تاجر و شرکت تجاری بررسی شود.
آیا دادگاه میتواند بدهی را قسطبندی کند؟
در صورت ثبوت اعسار و وجود توانایی پرداخت اقساط، قانون امکان تعیین مهلت یا تقسیط محکومبه را پیشبینی کرده است و در تعیین اقساط باید درآمد و هزینههای ضروری زندگی مدیون مورد توجه قرار گیرد.
لایحه تجدیدنظرخواهی اعسار زمانی مؤثرتر است که به جای تکرار کلی ادعای ناتوانی مالی، مستقیماً به دلایل رد اعسار در رأی بدوی پاسخ دهد و وضعیت درآمد، دارایی، هزینههای ضروری، استشهادیه و سایر مدارک را به شکل منظم توضیح دهد.
نمونه لایحه بالا میتواند نقطه شروع تنظیم متن باشد؛ اما متن نهایی باید با توجه به شرایط واقعی پرونده و مفاد دادنامه مورد اعتراض تنظیم شود.
اگر پرونده شما دارای موضوعاتی مانند ادعای تاجر بودن، وجود اموال، ایراد به صورت اموال، ایراد به شهادت شهود یا رد اعسار به دلایل شکلی است، بررسی دقیق دادنامه و مستندات پرونده پیش از تنظیم لایحه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
